تبليغاتX
گریه های شبانه

گریه های شبانه

گاه نوشت های اسحاق اسماعیلی

تاریخچه علم

این متنی که می نویسم همه افکار خودم هست و از هیچ جایی کپی نشده . و برای اولین بار شاید در نت

منتشر می شود .

به نظر  من علمی که فرزندان من و تو به ان دست خواهند یافت علم کامل نیست و نخواهد بود

به نظر من علم یک بار به طور کامل نابود شده است . اگر با من همراه باشید دلایل خود را ذکر میکنم

نمی دانم شما کتاب گنج را دیده اید یا نه . اگر دیده اید در ابتدای کتاب نوشته است که به دست آوردن گنج

از عمر انسان کم می کند . نمی دانم بر چه استدلالی است . اما واقعیت دارد . از برخی ار علمای دین شنیدم

که در قران هم به چنین مساله اشاره کرده است . ولی مطمئن 100 در صد نیستم که در قران چنین

مساله ای ذکر شده باشید . اما حقیقت این است که گنج از عمر انسان می کاهد .

اگر کتاب را مطالعه کنید . رمز هایی را مشاهد خواهید کرد بسیار جالب

به عنوان مثال رمز و روموزی وجود دارد که اتش را خاموش و اب را جوشان یا سرد میکند . 

حقیقت این است که ما انسان ها به این روموز جادو میگویم . و جادو را باور نداریم . اما هیچ انسانی نمی تواند

ادعا کند که جادو حقیقت ندارد .

**** نکته . جادو با حقه بازی که برخی از فال گیر های انجام می دهند از زمین تا اسمان فرق دارد ****

تا به حال فکر کرده اید که اخر این علم ( علم حاضر ) به کجا ختم می شود .

مگر همه ما نمی خواهیم با گفتن چند کلمه کاری انجام دهیم . مگر نمی خواهیم کار ها خیلی سریعتر

و بهتر انجام شود . ایا فکر نمی کنید که علم برای همین است . حال که برخی از انسانها در گذشته قادر به

انجام چنین کار هایی بوده اند . ( کتاب گنج را مطالعه کنید خواهید توانست ) ( اگر گیر بیاورید ) به دنبالش

هم نروید ****** در گوگل هم دنبالش نگردید چیزی پیدا نمی کنید ******

به نظر من ما به دنبال همین علم هستیم . علمی که یک بار به طور کامل بوده و کاملا نابود شده است .

از دیگر دلایل می توان به کلام خدا اشاره کرد که فرمود :

علم به 10 قسمت است . تنها 2 قسمت از ان در اختیار انسان قرار می گیرد ( نقل به مضمون )

چرا نباید 2 قسمت به 3 قسمت ارتقا یابد . شاید به این خاطر که گذشتگان از علم سوء استفاده کرده اند

من دلیل دیگری به ذهنم نمی رسد .

اما نباید در کار هایی که مربوط به خدا است دخالت کرد .

این ها همه نظرات شخصی من بود .

در مورد کتاب گنج هم اطلاعات خاصی ندارم . فقط یک بار در اینترنت یک عکس از صفحه اول ان دیدم .

عکس اسکن شده . و به دنبال ان نگشتم . یعنی جرات نکردم بیشتر دنبالش بروم .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 21:43  توسط اسحاق  | 

اخبار وبلاگ | تغییر قالب |

به نام خدا

همان طور که ملاحظه می فرماید . تغییراتی در قالب وبلاگ ملاحظه می فرماید .

این قالب را از یکی از وب سایت های طراحی قالب پیدا کردم . به نظرم بسیار شیک و زیباست .

این قالب به صورت بتا در وبلاگ نصب شده است . در چند ساعت اینده قالب پیشرفته در سایت قرار خواهد گرفت

هرگونه نظر در مورد قالب داشتید با کمال پذیرا خواهم بود . و تر تیب اثر داده خواهد شد . من را از نظرات خوب و

حرفه ای تان محروم نکنید .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 14:49  توسط اسحاق  | 

خودت می دونی چی میگم

می دونی یه هفته ازت بی خبر بودم .

هیچ نمی دونی بی خبری یعنی چی

دعا میکنم . هیج وقت از اونی که دوسش داری بی خبر نمونی

می دونی راستش اوایل قصد نداشتم باهات باشم . یعنی . دفعه اولی که چت کردیم . گفتم سرکارت بزارم

واسه همین گفتم کی دوباره انلاین میشی . وقتی گفتی شب . یادمه کلی کف کردم . فکر نمی کردم به

این زودی بگی کی میایی . توقع داشتم ناز کنی . اما اومدی . خیلی کیف کردم . شاید به خاطر من هم نبوده

اما در هر صورت اومدی . گفتم ازیتت کنم . بعد گفتم نه . آخه تنها کسی بودی که گفته بودی میایی و اومدی

از اون موقع حس کردم . رو حرفت می مونی . روزای اول قصد داشتم سرکارت بزارم . اما دلم نیومد .

نمی دونم چرا ؟ حالا که به اون روزا فکر می کنم خودم خندم میگیره .

آخه من زیاد دخترا رو سر کار گذاشتم . اصلا از خودم توقع نداشتم کم بیارم . خودم هم نمی دونم چی شد

شاید واسه این که تو بهترینی

اما حالا واقعا اگه یه روز با تو حرف نزم نمی تونم روز به شب برسونم .

هر شب به امید دیدنت شب رو به روز می رسونم . هر شب دوس دارم رویاتو ببینم . رویایی که خیلی دوس

دارم هر شب تکرار بشه . رویایی که خیلی دوس دارم زود به واقعیت تبدیل بشه . رویایی که اگه واقعیت

تبدیل نشه من خواهم مرد . روزها میگزره و من در فراغ تو گریان هستم .

نمی دونی با تو بودن چه حس خوبیه امید وارم هرگز بی تو نمونم .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 14:49  توسط اسحاق  |